پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : 
رسانه بریتانیایی امواج نوشت: در سال ۱۹۵۶، بریتانیا و فرانسه پس از آنکه جمال عبدالناصر، رهبر مصر، کانال سوئز را ملی کرد، یک عملیات نظامی برای بازپسگیری آن آغاز کردند. قدرتهای استعماری سابق اروپایی هم توان نظامی داشتند و هم برنامهای روشن. اما چیزی که نداشتند، توان تحمل پیامدهای آن بود. فشار واشنگتن بر لندن برای عقبنشینی، در نهایت با پذیرش بریتانیا روبهرو شد. این عملیات قدرت بریتانیا را یکشبه پایان نداد، اما همان لحظهای بود که جهان فهمید برتری بریتانیا در غرب آسیا به پایان رسیده است.
به گزارش «انتخاب»، در ادامه این مطلب آمده است: اینکه آیا تنگه هرمز به «سوئزِ آمریکا» تبدیل خواهد شد یا نه، هنوز پرسشی است که پاسخ قطعی ندارد. اما منطق ساختاری این مقایسه ارزش توجه جدی دارد. یک کارزار نظامی با اهدافی اعلامشده آغاز شد: نابودی برنامه هستهای ایران، تضعیف توان نظامی آن و بازگرداندن بازدارندگی. اما این اهداف به شکلی که تبلیغ شده بود، محقق نشدهاند. اکنون حتی ارزیابیهای خود جامعه اطلاعاتی آمریکا نیز این شکاف را تأیید میکند. ایران نیز با بستن آبراهی واکنش نشان داده که پیش از ۲۸ فوریه، یکپنجم نفت دریابرد جهان از آن عبور میکرد. ابتکار دریایی آمریکا برای بازگشایی این مسیر، موسوم به «پروژه آزادی»، کمتر از ۳۶ ساعت دوام آورد و سپس توسط ترامپ متوقف شد.
پایتختهای منطقه با دقت اوضاع را زیر نظر دارند. کشورهای عربی خلیج فارس که معماری امنیتی خود را بر پایه فرضِ برتری آمریکا بنا کرده بودند، اکنون در حال محاسبات تازهای هستند؛ اینکه نظمِ پس از هرمز چه شکلی خواهد داشت و چه کسی خلأ قدرت را پر خواهد کرد. چین نه وارد رویارویی مستقیم با قدرت آمریکا شده و نه برای مدیریت عقبنشینی آمریکا میانجیگری کرده است. کاری که انجام داده، این بوده که خود را در موقعیتی قرار داده تا فارغ از نتیجه مرحله نظامی این تقابل، نفوذ دیپلماتیک بیشتری به ارث ببرد.
این به معنای صدور حکمی قطعی درباره پایان قدرت آمریکا در خلیج فارس نیست. همانطور که بحران سوئز نیز بلافاصله به نفوذ بریتانیا پایان نداد. اما بحران سوئز ــ و درسهایی که نیمقرن بعد همچنان با دقت قابل مشاهدهاند ــ بیش از آنکه با خودِ نبرد تعریف شود، با چیزهایی تعریف میشود که جنگ آشکار کرد: محدودیتها، مسئله اعتبار، و فاصله میان آنچه یک قدرت بزرگ ادعا میکند میتواند انجام دهد و آنچه واقعاً قادر به تحقق آن است.